قصه پارک جنگلی هزارپله
یکی بود، یکی نبود؛ زیر گنبد کبود...
اولین پارک جنگلی ایران متولد شده بود. تاریخ تولد این پارک جنگلی (میرزا کوچکخان یا هزار پله) که حدود چهارصد هکتار وسعت دارد، به دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ شمسی بازمیگردد و تا مدتها و شاید حتی تاکنون، یکی از بزرگترین پارکهای جنگلی استان مازندران، ایران و حتی منطقه خاورمیانه به شمار میرفته است. اطلاعات دقیق و مستندی از دورههای پیش از انقلاب اسلامی در دست نیست، اما تا پیش از سال ۱۴۰۰، مدیریت و بهرهبرداری از این پارک، عمدتاً در اختیار شرکتهای نیمهدولتی و شبهدولتی قرار داشته است.
برای نخستین بار، از سال ۱۴۰۰، مدیریت و بهرهبرداری از مجموعه پارک جنگلی هزار پله طی مزایدهای رسمی به شرکت مهندسی و عمرانی پدیده شاهزید با مدیریت عاملی جناب آقای مهندس سجاد حسینی واگذار شد.
آقای مهندس سجاد حسینی (شرکت پدیده شاهزید) بهعنوان نخستین بهرهبردار بخش خصوصی در تاریخچه این پارک جنگلی، از طریق شرکت در مزایدهای که توسط سازمان منابع طبیعی استان مازندران برای واگذاری مدیریت پارک جنگلی میرزا کوچکخان (هزار پله) شهرستان آمل برگزار شد، موفق به کسب این مسئولیت شده و از آن سال تاکنون، عهدهدار مدیریت بهرهبرداری از این مجموعه بودهاند.
پارک جنگلی میرزا کوچکخان (هزار پله) تاکنون با توجه به موقعیت مکانی خود، همواره مورد استقبال مهمانان و گردشگران قرار داشته و بهویژه شهروندان کهنشهر آمل، در فصول مختلف سال، به دلیل بهرهمندی از آرامش، مناظر طبیعی، هوای پاک و فضای دلنشین آن، از این پارک برای گذران اوقات فراغت، ورزش، اقامت شبانه و صرف وعدههای غذایی استفاده کرده و میکنند.
از سوی دیگر، به دلیل قرارگیری این پارک در دو سوی محور هراز (آمل – تهران) بهگونهای که گویی جاده هراز با ظرافتی شگفتانگیز از میان این پارک عبور کرده است، بر اهمیت و جذابیت آن افزوده شده و موجب استقبال گسترده مسافران عبوری از مبدأ تهران بهسوی سواحل دریای خزر و بالعکس شده است.
تمام آنچه تاکنون در خصوص پارک جنگلی ۴۲۰ هکتاری هزار پله – که ۲۰ هکتار آن در دو طرف جاده هراز واقع است – بیان شد، اعم از موقعیت، طبیعت، فضای پارک و استقبال مهمانان، تنها بخشی از روایت این پارک است. آنچه در سوی دیگر داستان قرار دارد، دلایل مغفول ماندن این پارک از توسعه روزآمد و مؤثر است.
پارک جنگلی هزار پله آمل، همانگونه که پیشتر اشاره شد، به دلیل موقعیت استراتژیک و طبیعت منحصر بهفرد خود، همواره مورد توجه علاقهمندان به طبیعت و ورزشکاران بوده است. اما به دلیل فقدان نظام مدیریتی روزآمد، دانشمحور و هدفمند، علیرغم دارا بودن ظرفیتهای بالقوه، تنها توانسته است بهعنوان میزبان چند ساعته (در حد صرف یک وعده غذایی) یا حداکثر یک یا دو شب اقامت در برخی فصول سال، پاسخگوی نیاز گردشگران باشد؛ آنهم با کیفیتی نامطلوب و مشکلات متعدد در حوزه خدماترسانی و میزبانی.
بدین ترتیب، در نظام پیشین، نه پارک توانسته است به حفظ و صیانت از خود بپردازد، نه ذینفعان و ذیمدخلان مدیریت و بهرهبرداری از آن بهرهمند شدهاند و نه جامعه محلی پیرامون پارک. بنابراین، شرح حال میهمانان و گردشگران این پارک خود حدیثی مفصل دارد.
اکنون اما شرایط دگرگون شده و امید آن میرود که این بار، بخت با پارک جنگلی همراه شود و ما بتوانیم گذشته را ورق زده و آیندهای روشن برای پارک جنگلی هزار پله رقم بزنیم.
ازاینرو، بهتر است به سراغ جناب آقای مهندس سجاد حسینی برویم تا ادامه این داستان را با مشارکت ایشان روایت کرده و بدانیم که چگونه روند اتفاقات، ایشان را به سکانداری فعلی مدیریت بهرهبرداری از پارک جنگلی هزار پله آمل رسانده است.
قصهای از دل خشم، خاک و خستگی…
مهندس جان تعریف کن .....!
من همیشه دلخور از این بودم که چرا ما در آمل باید شاهراه ورودی استان مازندران باشیم اما کمترین بهره مثبت از گردشگری و بیشترین نتیجه منفی مثل کوه زباله عمارت از آن ما باشد!
در سال، عبور بیش از ۳۴ میلیون خودرو با پلاک غیر بومی را که از محور هراز تردد میکنند، شاهد باشیم اما سهمی از این فرصت بزرگ ناشی از رشد گردشگری نداشته باشیم؟
سهم مردم آمل از این ظرفیت اقتصادی که از میانهاش عبور میکنند چیست؟
همیشه آمل شهری عبوری در مسیر گردشگرانی بوده که مقصدشان شهرهای ساحلی چون: بابلسر، فریدونکنار، نوشهر، چالوس، رامسر و... است و عملاً مردم آمل سهم قابل توجهی از اقتصاد گردشگری نداشتهاند، اما به جای آن، بیشترین سهم از زبالههای تولیدی ناشی از رشد گردشگری چرا؟!!!
زبالههایی که در سایت زبالهی عمارت آمل دپو میشد که نتیجه جمعآوری زبالههای تقریباً ۱۰ شهر استان مازندران بود و حاصلی جز بدبختی و مریضی برای ما در بر نداشت.
آنچه قابل تأمل است، این است که به این بیاندیشیم:
آیا مجاورت محور و رودخانه هراز با این سایت زباله و شیرابههای حاصل از آن، در افزایش نرخ ابتلا به سرطان در شهر آمل مؤثر است یا ...؟!
متأسفانه این واقعیت وجود داشته و داره.
موضوع بعدی، ترافیک حاصل از این ترددهاست که حجم عظیمی از مشکلات را برای بومیان منطقه در پی دارد؛ همهی اینها در صورتیست که آمل کوچکترین سهمی از درآمد بسیار قابل توجه حاصل از این جابهجاییها نداشته و ندارد و تنها مشکلات بود که گریبانگیر شهر و همشهریان ما میشد.
این موارد خود از بزرگترین دلایلی بود که من را ترغیب کرد تا با سودای بهوجود آوردن یک مقصد گردشگری استاندارد، نه تنها اوضاع را تغییر دهیم، بلکه سهم ناچیز و منفی آمل از رشد گردشگری در استان مازندران را با سهمی مثبت و اعتبارآفرین جایگزین کنم.
خوب مهندس جان، همه رو گفتی، حالا تعریف کن قصهی شما با پارک از کجا شروع شد؟
سال ۹۵، من برای اولین بار به عنوان یک پیمانکار پروژههای عمرانی وارد مجموعه پارک جنگلی میرزا کوچک خان (هزار پله) شدم.
در آن زمان، بیشترین چیزی که در پارک به چشم میآمد، بههمریختگی وضعیت زباله، محیطی ناآرام و ناامن و نبود امکانات و خدمات مورد نیاز مسافران بود و دیگر هیچ.
این وضعیت برای پارک جنگلی هزار پله، که اولین پارک جنگلی کشور و پیشانی ورودی استان مازندران و گویای فرهنگ و تمدن شهرستان آمل و عملکرد مسئولین آن بود، اصلاً دلنشین به نظر نمیرسید.
بدترین اتفاق موجود در آن زمان، گذشته از موارد مطرحشده که بسیار حائز اهمیتاند و تهدیدی مهم برای همهی ما تلقی میشد، قطع درختان پارک جنگلی و رواج بهرهبرداری مصرفی از جنگل بود، آن هم بهصورت کاملاً سازمانیافته و در تمام فصول سال، که ضربهی بسیار هولناکی را به منابع طبیعی استان مازندران و همچنین ذخیرهگاه مهم جنگلهای هیرکانی وارد میآورد.
همهی این موارد مرا راغبتر میکرد تا عزم خود را جزم کرده و به عنوان بهرهبردار وارد پارک شوم و بتوانم به این همه ناکارآمدی، سودجویی، ناامنی و بیبرنامگی پایان داده و تهدیدهای موجود را به فرصت تبدیل کنم؛ تا این پارک جنگلی آنطور که در خور و لایقش است اداره شود و شاید بتوانم گامهای مؤثری در این راستا بردارم.
بالاخره فرصتی که منتظر آن بودم فرا رسید و در سال ۱۴۰۰ بود که طی مزایدهای، احالهی مدیریت پارک میرزا کوچک خان انجام شد و ما در شرکت پدیدهی شاهزید توانستیم بهرهبرداری از آن را به دست گرفته و بهصورت رسمی، درگیر مدیریت بهرهبرداری از پارک جنگلی هزار پلهی آمل شدیم؛ با امید اینکه به موفقیتهایی که آرزوی آن را داشتیم و داریم، دست یابیم.
خوب مهندس جان، چیزی درباره ویژگیهای منحصر به فرد پارک جنگلی و میراث طبیعی اون مونده که برامون بیشتر توضیح بدی؟
ببینید، این موارد خیلی زیاد هستند و من تیتر وار به بعضی از اونها اشاره میکنم:
-
دسترسی خیلی نزدیک این مجموعه به شاهراه بینالمللی محور هراز شهر آمل.
-
فاصله اندک با دامنههای پرشیب اطراف منطقه که بسیار مورد توجه و خوشایند گردشگران است.
-
دسترسی به یک جادهی نسبتاً مناسب آسفالته ۵ کیلومتری که از دل جنگلهای هیرکانی عبور میکند.
-
وجود کهن درختان ارزشمند فراوانی چون آزاد، سرو زربین، افرا هیرکانی، انجیلی، سرخدار و غیره.
-
وجود تنوع جانوری مختص هیرکانی چون گراز، شوکا، پلنگ و غیره.
همگی از جمله ویژگیهایی است که این پارک را مستعد بهرهبرداری و ایجاد زیرساختهای گردشگری پایدار و سبز میکند.
خالی از لطف نیست که بدانیم پارک جنگلی میرزا کوچک خان (هزار پله) آمل در مجاورت زون حفاظتشدهی جنگلهای هیرکانی ست که ثبت یونسکو شده است و پوشش گیاهی و جانوری غنی موجود در آن، این مقصد جنگلی را به مکانی مناسب برای تجربه فعالیتهای متنوع اکوتوریسمی چون: گیاهشناسی، پرندهنگری، خزندهشناسی و ... بدل میکند.
وجود آبشارهایی که در درهها و تنگهها جاری هستند و گاها غارهایی را به وجود میآورند، مانند: آبشار و غار دئیز یا دیگر مکانهایی که با فاصلهای بسیار اندک برای ما امکان خلق و زیستن تجربههای بینظیری را در دل طبیعت به وجود میآورند.
همه این ویژگیها به ما کمک خواهند کرد تا نه تنها چیزی فراتر از یک مقصد چند ساعتهی گذری برای گردشگران باشیم، بلکه پارک جنگلی هزار پله آمل خود میتواند به مقصدی بکر، زیبا، تجربهمحور، خلاق، طبیعتگرا، صیانتمحور و جذاب تبدیل شود، تا از طریق مشارکت با جامعه بومی پیرامونی خالق شغل و ثروت پایدار و غیرمصرفی باشد و از دگر سو پاسخ درخور به نیاز گذران اوقات فراغت گردشگرانی دهد که خسته از محیط پرمشغله، پر ترافیک و پردود شهرها، خصوصاً کلانشهر تهران، هستند.
عطف به کتابچهی طرح توسعه پارک جنگلی هزار پله آمل که زبان مشترک ما و اداره کل منابع طبیعی استان مازندران است (این کتابچه توسط سازمان متولی و کارشناسان متخصص بهرهبرداری پایدار از جنگل تهیه شده و تمامی استانداردهای لازم با هدف توسعه عملکردی مناسب در راستای کیفیتبخشی به توسعه و حفاظت از پارک جنگلی میرزا کوچک خان را در بر دارد)، ما میبایست از طریق ایجاد زیرساختهای استاندارد، کماثر و پایدار لازم اعم از:
-
مرکز تفسیر میراث طبیعی پارک جنگلی
-
بازارچه تولیدات بومی و محلی و صنایع دستی
-
خدمات ورزشی
-
خدمات اقامت و پذیرایی
-
خدمات آموزشی و اجرای گشتهای علمی و تجربهمحور در عرصهها و زونهای از پیش تعیینشده تفرج گسترده و متمرکز داخل پارک جنگلی
که وسعت آنها کمتر از یک سیام وسعت پارک است، با هدف درآمدزایی از طریق مدیریت خدمات مورد نیاز و اثرات حضور گردشگران در پارک جنگلی و ایجاد انتفاع اقتصادی از آن به منظور ایجاد شغل پایدار برای جامعه محلی پیرامونی که معیشتشان به حیات جنگل گره خورده، تأمین هزینههای حفاظت، صیانت، نگهداری و بهبود وضعیت و ارتقا کیفیت بهرهبرداری غیر مصرفی از پارک، پرداخت بهره مالکانۀ دولت و انجام وظایف قانونی و حقوقی خود اعم از پرداخت مالیات، بیمه و غیره اقدام کنیم.
مهندس جان، در مورد مشکلاتی بگو که تاکنون در این مسیر از سر گذروندی؟
زمانی که ما کار در پارک را شروع کردیم، با مشکلات بسیاری روبرو بودیم از جمله قطع درختان و قاچاق چوب و افرادی که این کار ناحق برایشان حق ایجاد کرده بود. ما عزم خود را جزم کردیم تا طبق وظیفه مدیریت بهرهبرداری پایدار و غیر مصرفی خود در حوزه حفاظت و صیانت که اساس اجرای طرحهای اینچنینی است، جلوی این معیشت مصرفی و غیر اصولی را بگیریم. چه درگیریهایی که از سر نگذراندیم که باعث اتلاف زمان و منابع مدیریتی ما شد، البته در دست دیگر مشغول تلاش برای ایجاد راهکارهای معیشتی جایگزین و مکمل برای جامعه بومی پیرامونی پارک جنگلی هستیم. کلی مشکلات حقوقی، درگیریهای فیزیکی، تیراندازی و غیره را حوصله کردیم و با علم مدیریت تعارضات رفتهرفته مسیر را برای ایجاد یک تغییر بزرگتر آماده کردیم و به پارک سر و شکلی حداقلی دادیم.
هرگز فراموش نمیکنم زمانی که ما میخواستیم پارک را از زباله پاکسازی کنیم، به دلیل اینکه بیمدیریتی در دو سال گذشته بر پارک جنگلی هزار پله مستقر شده بود، آنهم به واسطه انجام و طی مراحل اداری خلعید بهرهبرداران قبلی، رسیدگی به موضوع جمعآوری زبالهها کاملاً عقیم مانده بود.
ما به محض ورود با تلی از زباله مواجه شدیم. در فرآیند پاکسازی، ما ۲۳ کامیون بزرگ زباله را از داخل سایت جمعآوری و به بیرون و محل دپوی زباله شهرستان انتقال دادیم و تا حدودی بستر پارک جنگلی را پاکسازی کردیم. البته کمک مردم و مشارکتشان در این پاکسازی خاطرهساز بود و وظیفه ما را در مقابل امانتدار پارک جنگلی بودن سنگینتر کرد.
رفتهرفته ما توانستیم وضعیت پارک جنگلی هزار پله را از محلی که نه امنیت داشت و نه زیبایی و تمیزی، به محلی برای استفاده خانوادهها و گردشگران ارتقا دهیم.
زیرساخت جادهای، زیرساخت مورد نیاز برای تأسیسات آب و برق، فاز روشنایی شبانه، دوربین تحت شبکه برای کنترل امنیت و خیلی از موارد دیگر، سایر اقدامات، احداثات و زیرساختهایی بود که در این مدت ما در پارک جنگلی پیادهسازی کردیم تا حداقلهایی را برای پذیرش مهمانانمان در پارک جنگلی هزار پله فراهم کرده باشیم.
خوب آقای مهندس حسینی انقدر در روایت اتفاقات افتاده مشتاق، صبور و خوشاخلاق هستند که ما را راغب به ادامه این روایتگری ناشی از همصحبتی با خودشان میکنند.
مهندس جان کنجکاویم که بدونیم در این راه پرفراز و نشیب چه کسانی در کنار شما بودند و نقش و جایگاه خانوادهی شما در این مسیر چی بود؟
سال ۹۵ وقتی سازمان منابع طبیعی استان مازندران برای امور عمرانی قسمتی از پارک بودجه تخصیص داده بود، از طریق شرکت پدیده شاهزید جهت انجام یک پروژه عمرانی وارد پارک شدیم تا قسمتی از کار مدنظر را بر عهده بگیریم. آن روز من به همراه پدر و برادرم وارد پارک شدیم تا کارهای لازم برای تجهیز کارگاه را در پارک انجام دهیم و بنده با اینکه اصالتاً آملی هستم، متاسفانه تا آن روز هیچ وقت داخل پارک را ندیده بودم و مانند خیلی از مسافران دیگر تنها به صورت گذری از کنارشان عبور کرده بودم. به یاد دارم وقتی وارد پارک شدیم خیلی اتفاقی و بدون اینکه از قبل برنامهای برای این حرفم داشته باشم، به پدر و برادرم گفتم که من یک روزی به عنوان بهرهبردار وارد این پارک خواهم شد، اما خوب چون زمینه کاری ما متفاوت بود، پدر و برادرم حرف من را جدی نگرفتند و از آن روز به بعد من همیشه پیگیر امور پارک بودم و همیشه از دور آن را زیر نظر داشتم و میدیدم که پارک با یک عالمه بیکفایتی، بیمسئولیتی و بیهدفی اداره میشود و شاید از حداقلها هم برخوردار نیست.
بالاخره تقدیر کار خودش را کرد و روز موعود فرا رسید و من به عنوان تنها شرکت کننده بومی در مزایده احاله مدیریت پارک شرکت کردم و توانستم به عنوان بهرهبردار، مدیریت پارک را بر عهده بگیرم و در این میان تا رسیدن به هدفم، همه این پروسه زمانی که صرف کرده بودم، هزینهها و همه چیز با حمایت خانوادهام: پدر، برادرهایم و همسرم اتفاق افتاد زیرا در ابتدای شروع کار وضعیت پارک خیلی بد بود و نیاز بود که من یک تیم داشته باشم و از طرف آنها حمایت شوم که شکر خدا این اتفاق افتاد. امنیت به پارک بازگشت، زبالههای بسیار زیادی مدیریت شدند، قاچاق چوب متوقف شد که البته برایش بهای بسیار سنگینی دادیم و برای ما مشکلات زیادی ایجاد کرد اما ما کوتاه نیامده و توانستیم در این زمینه هم موفق عمل کنیم. حمایت خانوادههایمان در این مسیر بسیار برای ما موثر و کمککننده بود. اینها همه اتفاقاتی بودند که تا کنون بر ما گذشته تا اینکه ما حالا در اینجا باشیم و مشغول تهیه داستان پارک.
ما برای گامهای بعدی به توسعه و ارتقا پارک جنگلی به یک اکوپارک جنگلی میاندیشیم و در تلاشیم تا شرایط را طوری فراهم آوریم که بتوانیم به طور جدی سه ضلعی مدیریتی زیر را در پارک مستقر کنیم:
-
مشارکت حداکثری ذینفعان، متخصصین و دغدغهمندان بومی را به شرط انتفاع ایشان باعث شویم.
-
بیشینه اجرای سیاستهای صیانت و حفاظت از پارک و تأمین هزینههای آن از درآمد پارک جنگلی را عملیاتی کنیم.
-
دانشمحوری، یادگیری و با همآموزی را رکن توسعه پایدار و ماندگار گردشگری مسئولانه در پارک قرار دهیم.
در همین راستا و به امید پیشرفت، قدم در راهی گذاشتهایم که منتج به تعالی پارک جنگلی هزار پله آمل شود.
پس از گذشت حدود سه سال و به قصد تخصصگرایی، همکاری با جناب آقای علی شادلو، کارشناس ارشد اکوتوریسم (گردشگری بوممحور) و فعال توسعه و مدیریت مقاصد و کسبوکارهای گردشگری طبیعتگرا و پایدار را شروع کردهایم و این روزها تمام قد در حال تلاش و جنگیدن هستیم تا بتوانیم به اهداف ترسیم شده در برنامه توسعه کیفی و کمی پارک جنگلی که در کتابچهی طرح توسعه پارک آمده و آنچه در ذهن داریم برسیم و بتوانیم در کنار فردی متخصص (علی شادلو) به عنوان اولین اکوپارک جنگلی ایران مطرح شویم.
امیدواریم به عهد خودمان پایبند باشیم تا مردم استان مازندران به ویژه شهرستان آمل، با توجه به هزینههای هنگفت سرزمینی که برای توسعه گردشگری پرداخت کردهاند، بتوانند خود سهمی در خور، علمی و استاندارد از اقتصاد و نتایج توسعه به سامان صنعت گردشگری کسب کنند و همچنین بتوانیم در ورودی شهرستان آمل نمایندهی خوبی از فرهنگ و تمدن مردم آمل و استان مازندران باشیم.
ما حتی گوشهی چشمی هم به کسب رتبههای بینالمللی در خصوص پروژههای موفق بهرهبرداری مشارکتی با هدف حفاظت و صیانت از میراث طبیعی جهانی (جنگل هیرکانی) داریم.
ما چشم به راه حمایت مردم شریف آمل، هم استانیهای عزیز، هموطنان همسو، مدیران و مسئولان متولی و مرتبط با موضوع هستیم.
خوب مهندس سجاد حسینی عزیز؛ ظاهرا به پایان آمد این دفتر اما حکایت همچنان باقی ست...
و هان ای کسانی که حوصله کردید و داستان ما را تا اینجا خواندید، اولا از دیدن صفحات دیگر سایت پارک جنگلی هزار پله لذت ببرید، دوما دمتان گرم و حوصلهتان مستدام، سایه شما کم نشود و فعلا بدرود.
چشماندازی که برای پارک داریم!
در تلاش برای تبدیل شدن به نمونهای از استانداردترین مقصد گردشگری جنگلی که متصور هستیم، با منطق حفاظت مشارکتی، بهرهبرداری غیرمصرفی و پایدار از جنگلهای هیرکانی در دل مازندران و ایران، و با هدف ایجاد انتفاع مبتنی بر مشارکت برای جامعه محلی.
ما خود را استانداردترین و باکیفیتترین مقصد جنگلی ایران میبینیم و نماینده عملکرد و مدیریت برآمده از تمدن یکی از کهنترین شهرهای ایرانزمین، آمل.
صیانت و حفاظت از جنگلهای هیرکانی و زیستمندان آن، تولید و توزیع عادلانه دانش، آگاهی و ثروت با هدف انتفاع جامعه بومی از طریق توسعه اکوتوریسم و گردشگری پایدار، چشمانداز نهایی ما در پارک جنگلی هزار پله آمل است.
هدف ما تبدیل پارک جنگلی آمل به اولین اکواکپارک جنگلی ایران در تراز و استانداردهای جهانی است.
مأموریت ما در پارک هزار پله چیست؟
پارک جنگلی هزارپله آمل، پایبندی به اصول پایداری و صیانت از سرزمین را مسئولیت اصلی خود میداند و توسعه گردشگری مسئولانه را راهکاری برای انجام این مسئولیت میداند.
پارک جنگلی هزارپله آمل در راستای ایجاد اشتغال پایدار و سبز با محوریت حفاظت جنگل، از طریق توانمندسازی و مشارکت دادن جامعه محلی پیرامون خود، فرآیندهایی را تعریف کرده که توسعه بومگردشگری حفاظتمحور عامل توزیع عادلانه ثروت و توسعه متوازن جغرافیای انسانی و طبیعی پیرامونی شود.
پارک جنگلی هزارپله آمل بهعنوان مقصدی هدفمند در جنگلهای هیرکانی، با ایجاد خدمات گردشگری تجربهمحور و خلاق، گام در مسیری متفاوت گذاشته است تا از طریق توسعه و استقرار نظام بهرهبرداری پایدار و غیرمصرفی، هزینههای صیانت و حفاظت از این قطعه از جنگل هیرکانی را تأمین کند.
پارک جنگلی هزارپله آمل با تمرکز بر تخصصگرایی، دانشمحوری و نوآوری به ارائه بهترین و باکیفیتترین خدمات بومگردشگری (اکوتوریسم) پرداخته و ایجاد تمایز و خلق ارزشهای متفاوت برای سرزمین و میهمانان پارک، ماموریت اصلی ماست.
ارزشهایی که به آن پایبند هستیم!
-
رعایت اصول پایداری با هدف توسعه متوازن
-
خلاقیت، نوآوری، ماجراجویی و مکاشفهگری
-
تعالی محیط طبیعی و انسانی
-
اعتمادسازی و حفظ منافع متقابل ذینفعان محلی از طریق مشارکت و کار تیمی
-
ایجاد خدمات متنوع، ایمن و خوشایند با هدف لذت و آگاهی حداکثری میهمانان
-
منتج به صیانت، اصالتمحور و نتیجهگرا
-
خلق بیشینه ارزش گذران اوقات فراغت برای میهمانان
-
با همآموزی، توانافزایی، خلق ثروت پایدار و اشتغالآفرینی
چه اهدافی را در پارک دنبال میکنیم؟
اهداف کوتاهمدت
-
افزایش بهرهوری تیم
-
بهبود روابط با مشتری (سایت، CRM و ...)
-
احداث زیرساختهای مناسب و سازگار با محیطزیست
-
ایجاد امکانات گذران اوقات فراغت بهینه و منشاء اثر مثبت
-
بهبود و افزایش توان و سرمایه جغرافیای طبیعی و انسانی
اهداف بلندمدت
-
بهینهسازی فرصتها
-
حفظ و احیای ذخایر طبیعی از طریق استقرار نظام بهرهبرداری غیرمصرفی و اقتصاد سبز
-
توسعه فناوریهای نوآورانه و راهاندازی فازهای جدید
-
ارتقاء برند (شرکت پدیده شاهزید) بهعنوان برترین شرکت مدیریت ایجاد و بهرهبرداری از مقاصد گردشگری سبز
مزیتهای رقابتی و ارزشهای پیشنهادی
چرا میهمان پارک جنگلی هزارپله شویم؟
-
نزدیکترین پارک جنگلی هیرکانی به تهران
-
حداکثر تمرکز مدیریتی بر پر بارتر شدن گذران زمان اوقات فراغت میهمانان
-
تجربه حضور در قلب بکر جنگل هیرکانی در دسترسترین حالت ممکن
-
امکان تجربه حضور در سه عرصه بستر رودخانه هراز و خصایص هیرکانی در مناطق پست، دامنه شیبدار و ارتفاعات البرز
-
امکان بازدید از حیاتوحش گیاهی و جانوری هیرکانی و بازدید از تنگهها، درهها و آبشارهای بینظیر در دل جنگلهای هیرکانی
ارزشهای پیشنهادی پارک به میهمانان
حضور شما در کنار ما موجب دستیابی بهتر به اهدافمان در حفاظت و صیانت از جنگلهای هیرکانی خواهد شد و این امکان برای شما وجود دارد تا با ما در این امر مهم مشارکت کنید.
حضور شما در کنار ما باعث ایجاد فرصتهای معیشتی پایدار برای جوامع بومی پیرامون جنگل میشود تا اقتصاد غیرمصرفی ناشی از اشتغال در گردشگری را جایگزین اقتصاد حاصل از بهرهبرداری مصرفی از جنگل کنند.
ما با بهرهگیری از دانش بینرشتهای حاصل همکاری بیش از بیست تخصص مختلف گردشگری، کسبوکار، مهندسی، مدیریت تجربه میهمانان، محیطزیست، منابع طبیعی، آشپزی، ورزش، سلامت، مشارکتآفرینی، توسعه و غیره، خود را محیا میزبانی از شما و حفاظت از سرزمین کردهایم.
اینجا قرار است اوقات فراغتی پربار و لذتبخش با هدف اثرگذاری به نفع حال خوب سرزمین بسازیم و سپری کنیم.
مخاطبان پارک جنگلی هزار پله چه کسانی هستند؟
با ما همسو هستید
- اگر مکاشفهگری را دوست دارید،
- اگر دوست دارید بیشتر به رازهای طبیعت پی ببرید،
- اگر عمق و عرض زندگی به شرط آگاهی برایتان مهمتر از طول زندگی است،
- اگر به سلامت خودتان، خانوادهتان، نسل بعدیمان و سرزمینمان علاقمند هستید،
- اگر توزیع عادلانه ثروت و توسعه متوازن، پایدار و ماندگار برایتان دغدغه است،
- میهمان ما شوید تا کتاب طبیعت را مسئولانهتر بخوانیم و اثرگذاری و مشارکت را در پیشانی اهدافمان از زیستن قرار دهیم.
با ما همسو نیستید
- اگر همیشه از همهچیز ناراضی هستید و دلیل این نارضایتی را در بیرون از خود جستجو میکنید،
- اگر در کش و قوسهای زندگی و تجربه درد تابآوری در مقابل تغییرات برخود مسلط نیستید،
- اگر نمیتوانید با زبالههای خود مسئولانه رفتار کنید و آنها را در دست خود نگه دارید تا به سطل زباله برسید و با تفکیک آنها به چرخه بازیافت کمک کنید،
- اگر در پی آنید که دیگران و شرایط را باب میل خود کنید به جای تلاش برای درک تفاوتها،
- اگر ادب، دانش و تفکر مسئولانه در زندگی شما مصاف را به ثروت و قدرت نفوذتان باخته است،
- اگر رعایت فرهنگ بومی و احترام به جوامع محلی برای شما سنگین است و نمیتوانید به زبان، آیین و هویت همگان احترام بگذارید،
- اگر با جنبندگان آسمان و زمین در صلح نیستید و گرفتار خودخواهی هستید،
شاید بهتر است مقصد دیگری را برای گذران اوقات فراغتتان انتخاب کنید.
شعار ما چیست؟
هزارپله، هزار قصه، هزار رنگ، هزار تغییر، پلهپله و مشتاقانه تا ماندگاری.
